![]() |
![]() |
|
ياد چهار تن از جان گذشتگان معدن مس خاتون آباد را گرامى مىداريم
کانون همبستگی با کارگران ایران ـ کلن- هامبورگ -هانوفر - برلن
ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
در سال هزار و سيصد و هشتاد دو، بیش از دويست كارگر معدن مس خاتون آباد شهر بابك كرمان، كه در يكى از پروژهاى ساختمانى اين معدن به مدت نه سال مشغول به كار بودند، بيكار میگردند. از آنجائی كه از طرف كارفرماى دولتى براى آنان كار ديگرى درنظر گرفته نمیشود، كارگران اين پروژه بعد از چندين بار مراجعه به مسئولين معدن و مقامات دولتى و يك سلسله كشمكشهاى بى حاصل عاقبت در سرماى زمستان این سال، اقدام به تحصن در جلو درب محل كارشان مى كنند. هر روزه، همسران و فرزندان، خواهران و برداران، و مادران و پدران كارگران و جمعى از جوانان محل، این کارگران را از طلوع تا غروب آفتاب همراهى مى كردند و شب هنگام به خانه هايشان می رفتند و كارگران هم به محيط كار برمى گشتند، تا شب را به روز برسانند. از همان آغاز تحصن، ارگانهاى دولتى به اشكال گوناگون مزاحمتهايى را براى كارگران و خانواده هايشان فراهم میآوردند، تا هر چه سريع تر آنان را مجبور نمايند دست از تحصن و مبارزه بردارند. اين تحصن، پس از چند روز، از حمايت گسترده تر مردم محل و كارگران بخشهاى ديگر صنايع و معدن مس شهر بابك كرمان به خصوص جوانان قرار گرفت. اين همبستگى، كارفرما و ديگر مسئولين دولتى را به هراس میاندازد. ابتدا ماموران دولتى زير نظر فرماندار، شهردارنژاد، به آزار و اذيت كارگران می پردازند. اين رفتار ماموران، طاقت كارگران را بسر می رساند. كارگران كه ديگر جانشان به لب رسيده است، با ماموران دولتى درگير میشوند. در جريان اين درگيرى، به گفته شاهدان عينى كه در محل حضور داشتند، ارگانهاى سركوب گر جمهوری اسلامی از زمين و هوا (توسط هلی كوپتر) به كارگران و مردم حامی آنها تيراندازى مى كنند. طى اين درگيرى، نود و هشت نفر زخمى و چهار تن نیز كشته میشوند. خانواده های مجروحین و كشته شدگان و جمع مردمى كه در بيمارستانهاى شهر بابك كرمان ازدحام كرده بودند، اشک ريزان و با خشم به فرماندارى يورش مى برند و نيروهاى انتظامى را مجبور به عقب نشينى مى كنند. مسئولین محلی با عجز و التماس و وعده وعيد مردم را دعوت به آرامش مى كنند. آنان با چرب زبانى و قسم و آيه، به خانواده هاى كارگران قول مى دهند که قاتلين و عاملين اين كشتار را معرفى و مجازات كنند. اين درگيرى تا نزديكى های غروب ادامه مى يابد. سه سال ازاين توحش نظام سرمايه دارى حاكم بر ايران مى گذرد. اما به رغم اعتراضات بسيارى كه انجام گرفته است (هر ساله از طرف مردم و كارگران خاتون آباد و بخشهاى ديگر طبقه کارگر در ايران و هم چنين فعالين كارگرى در بسيارى از كشورهای ديگر سراسر دنيا با گردهمآئى و اطلاعيه هايى، اين روز گرامى داشته می شود)، تاكنون ارگانهاى ذیربط و مقامات دولتى از معرفی قاتلين اين كشتار به مردم و مجازات آنها خود داری کردهاند. تنها كارى كه انجام دادهاند، پرداخت خون بها به خانواده های سه تن از كشته شدگان اين جنايت و هم چنین مبالغى جزئى به خانواده هاى بعضى از زخمى شدگانی كه ديگر قادر به كار نيستند، است. اينان آن چنان وقيح اند، كه خانواده یکی از كشته شدگانی را كه حاضر به رضايت نشده است، توسط افراد خود مورد حمله قرار داده، شيشه هاى خانه شان را شكسته، و گاه و بى گاه خسارت هايى به آنان وارد مى كنند. اين توحش نظام سرمايه دار حاكم بر ايران، این تعرض خون بار به طبقه کارگر، نه اولين و نه آخرين آن است. تا زمانی كه اين طبقه جان به لب رسيده، اين حقيقت را كه قدرتش در متشكل و متحد شدنش است، درك نکند و آن را به كار نگيرد، قادر نخواهد گشت حقوق و مطالبات انسانی و برحق خود را به طور مستمر و ماندگار به دست آورد و بر بروز چنین توحشاتی توسط رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی سد محکم ببندد. جنبش كارگرى ايران طى صد سال حيات خود، فراز و نشيبهاى بسيارى را پشت سر گذاشته است. حتا اكنون، و در شرایط مختنق حاکم بر جامعه، نیز روزى نيست كه كارگران در سراسر ايران اقدام به اعتراض، تحصن، اعتصاب، راه بندان، تظاهرات و از جان گذشتگى در راه تحقق خواسته های خود نكنند. ولى به رغم تمامى اين جان فشانىها، به دليل خشونت وحشيانه ارگانهاى سركوب گر رژيم جمهورى اسلامى از يك سو، و از سوى ديگر به دليل فقدان یک تشکل طبقاتی و سراسری کارگری و پراكنده بودن اين مبارزات، عمدتا در تحقق خواسته هايشان ناكام مانده اند. به رغم تمام اين دشوارىها فعالين كارگرى در ايران همواره تلاش مى كنند، تا اين موانع را از پيش پاى مبارزات خود بردارند. به همین منظور، فعالين كارگرى خارج از ايران هم به طرق مختلف اقدام به فعاليتهايي نمودهاند، تا وضعیت طبقه کارگر ایران را با مردم و همكارانشان در محل زندگى و كارشان در ميان بگذارند و حمايت و همبستگى آنان با كارگران ايران را فراهم آوردند. ما فعالين كميته ها و كانونهاى همبستگى در آلمان، ضمن گرامی داشت خاطره کارگران جانباخته در خاتون آباد شهر بابك كرمان، در چهار بهمن هزار سيصد و هشتاد و دو، خود را جزیی از تلاشهای فعالین کارگری در ایران برای به محاکمه کشاندن مسببین این حادثه و نیز ایجاد تشکل طبقاتی و سراسری کارگری برای متحد و متشکل کردن کارگران و سازمان دادن مبارزات و تحقق مطالبات انسانی و برحق آنها می دانیم.
به اميد همبستگى، منسجم و گسترده تر بين المللى كارگرى! کانون همبستگی با کارگران ایران ـ کلن کمیته همبستگی با کارگران ایران ـ هامبورگ کانون همبستگیباجنبش کارگري ایران ـ هانوفر گروهمبستگی با جنبش کارگری ـ برلن |